تبليغاتX
مرجانی دیگر
شاید خود من!
 

 

 

میگه دعای مادر همه چیزه! میگم آره تنوره دیوه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 5:28  توسط مرجان  | 

 

 

 

چند روز دیگه ( نمیدونم دقیقا کی!!!) روز مادره!

 

میخوام بگم روز مادر مبارک! اما نه روز تو! خیلی وقته دیگه هیچ حسی نسبت به تو ندارم!!! میخوام بگم

 

روز مادر مبارک! اما روز اون مادری که من همه جون و عمرش بودم!!! و همه زندگی من و خدای من بود!!!

 

نه تو! توئی که من امروز برات ارزشی کمتر از کلفت خونه ات که هفته ای یکبار می آد دارم!!! نه توئی که

 

نقل زبونت حرفای زشت نسبت به منه! که فقط در مورد من دروغ میگی! نه توئی که همیشه  فکر

 

میکردم رازدار من هستی و حالا میدونم چه اشتباهی کردم تمام این سالها و باید به حرف بابا گوش

 

میکردم که: مراقب خودت باش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حرفات رو به هر کی میزنی به مادرت نزن چون قبل از

 

هر کسی برات آبروریزی درست میکنه!!!!!!!! اینا رو میگفت چون همه عمرش رازدار من بود ولی داشت

 

میرفت!

 

 

میخوام بگم روز مادر مبارک! اما نه روز تو! توئی که سالهای سال صورتم رو جلوی مردم با سیلی سرخ

 

نگهداشتم که ندونن تو چه ستمی میکنی به من! و اگر کسی میفهمید میگفتم مادر دیگه! اما اشتباه

 

کردم! نه توئی که هر سال روز مادر برات بهترین کادو رو میخریدم که همه دهنشون باز بمونه، دست آخر

 

تو میگفتی مگه تو برای من چکار کردی!!! نه توئی که اگر یه سال سر کار نمیرفتم و پول برای یه همچون

 

کادوئی نداشتم همه جا و به هر طریقی که ممکن بود سرکوفتش رو به من میزدی!

 

 

میخوام بگم روز مادر مبارک! اما نه روز تو!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:12  توسط مرجان  |